تبليغاتX
شبهای بارونی
ديوانگي
 

هوس كوچ به سرم زده.

شايد هم هجرت. نمي دانم.

 ز اين بي دلي ها خسته شدم.

 دستانم را به دستان هيچ كس مي سپارم و درد دل مي كنم با درختان.

ديوانگي هم عالمي دارد

باریده شده توسط سهیل در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 0:37 قبل از ظهر | لینک ثابت |