تبليغاتX
شبهای بارونی
می شود خداوند را صدا کرد؟؟؟

دردا که این زمونه وفا به کس ندارد

 در حسرت گذشته بقا به کس ندارد

 عجب دنیا به روی من وفا کرد

 دلم سوزاند و روحم را فنا کرد

 عجب دنیا به روی من وفا کرد

 مرا در اوج بی کسی رها کرد

 مرا وقتی که بال و پردادند

 زمونه بالم سوزاندودیوانه جا کرد

 دراین ظلمت که هر کس یار دارد

 مراتنها میان شب رها کرد

ز وحشتهای این دنیا چه گویم

که قلبم را بی یاورسوا کرد

 ز بس مستو غزل خوانم، ندانی

بی آبرو هم میشود خداوند را صدا کرد

باریده شده توسط سهیل در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 1:29 قبل از ظهر | لینک ثابت |