تبليغاتX
شبهای بارونی
رفتی
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم

وقتی که شکست بغض تنهایی من وابستگی ام را به تو باور کردم

باریده شده توسط سهیل در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 1:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |