تبليغاتX
شبهای بارونی
يادمه
خواستم خودمو گول بزنم ؛

 

 همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش ؛

 

 يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه

باریده شده توسط سهیل در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 1:13 قبل از ظهر | لینک ثابت |