X
تبلیغات
شبهای بارونی - از هر دستی بدی از همون دست میگیری؟!؟!

شبهای بارونی

به نام پروردگاري که شبهاي عشقم را به آهنگ غريبي به من هديه کرد.

از هر دستی بدی از همون دست میگیری؟!؟!

در شهر عشق قدم میزدم گذرم افتاد به قبرستان عاشقان خیلی تعجب کردم  تا چشم کار میکرد قبر بود.

پیش خودم گفتم یعنی این  قدر قلب شکسته وجود داره؟

یکدفعه متوجه قلب تازه ای شدم که تازه خاک شده بود.

  جلو رفتم برگهای روی قبر را کنار زدم تا برایش دعا کنم

 وای چی میدیدم باورم نمیشه!!

 چون اون قلب کسیه که چند سال پیش دل منو شکسته بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط سهیل